العلامة المجلسي
174
حياة القلوب ( فارسي )
كردم رحمت خود را پيش از غضب خود ، ومقدّم داشتم گرامى داشتن را پيش از خوار گردانيدن ، ومقدّم گردانيدم حجت تمام كردن را پيش از عذاب كردن ، اى آدم ! آيا نهى نكردم تو را از آن درخت ونگفتم كه شيطان دشمن تو وزوجهء توست ؟ وشما را حذر نفرمودم پيش از آنكه داخل بهشت شويد ونگفتم به شما كه اگر از آن درخت بخوريد از ستمكاران بر نفس خود وعاصى من خواهيد بود ؟ اى آدم ! مجاور من نمىباشد در بهشت عاصى وظالم . گفت : بلى اى پروردگار من ، حجت تو بر ما تمام است ، ستم كرديم بر نفس خود ونافرمانى كرديم ، واگر نيامرزى ما را ورحم نكنى ، از زيانكاران خواهيم بود . پس چون اقرار كردند براي خداى خود به گناه خود واعتراف كردند كه حجت خدا بر ايشان تمام است ، تدارك كرد ايشان را رحمت خداوند رحمان ورحيم وتوبهء ايشان را قبول كرد وفرمود : اى آدم ! پائين رو تو وجفت تو بسوى زمين ، اگر اصلاح كار خود بكنيد شما را به اصلاح آورم ، واگر از براي من كار كنيد شما را قوّت دهم ، واگر خود را در معرض خشنودى من درآوريد مسارعت نمايم به خشنودى شما ، واگر از من خايف باشيد شما را أيمن گردانم از غضب خود . پس آدم وحوّا گريستند وگفتند : پروردگارا ! پس ما را يارى كن كه خود را به اصلاح آوريم وعمل نمائيم به آنچه تو را از ما خشنود مىگرداند . حق تعالى فرمود : هرگاه بدى بكنيد توبه كنيد بسوى من تا توبهء شما را قبول كنم ، ومنم بسيار توبه قبولكننده ومهربان . آدم گفت : پروردگارا ! پس ما را پائين بر به رحمت خود بسوى محبوبترين بقعهها بسوى تو . پس خدا وحى نمود بسوى جبرئيل كه : ايشان را پائين بر بسوى شهر با بركت مكة ؛ پس جبرئيل ايشان را آورد وآدم را بر صفا گذاشت وحوّا را بر مروه ، پس هر دو بر پا ايستادند وسر به آسمان بلند كردند وصدا به گريه در درگاه خدا بلند كردند وگردنهاى خود را به خضوع كج كردند ، پس ندا از جانب خدا به ايشان رسيد كه : چرا گريه مىكنيد بعد از آنكه من از شما راضى شدم ؟ گفتند : پروردگارا ! گناه ما به گريه درآورده است ما را ،